بچه های دوره عجــیـــبــــی هستیم ! کُلا عجــیــبــیــم دیگر
مارا که دیدی بگو : عَــــــجَــــــب ! و تعجب کن ، چون عجـــیـــبــیـــم
پدران و مادران ما بودند که جمعیت را منفجر کردند . لالایی برای ما صدای موشک و بمب بود و آهنگران
غذای خیلی از ما شیر خشک قوطی بود ! از این ضایع ها که انگار خاک ریخته بودن رو جعبش
بازیـــچـه ما توپ پلاستیکی شقایق بود از نوع دو لایه ( در روایات مارک های دیگه ای از قبیل بنفشه و ... هم بوده که ما در اینجا به این برند بسنده می کنیم ) خلاصه از همان وقت هم زیـاد آزاد نبودیم فقط این حق رو داشتیم که در محوطه ای که " جلوی در خانه خودتان " نام داشت بازی کنیم ، در غیر این صورت توپــمان را که حدود پنــجــاه تــومان خریداری کرده بودیم از دست می دادیم
خلاصه از همان وقت ها هم با خطوط قرمز آشنا بودیم
ما بچه های نسلی هستیم که حق نداشت در مدرسه شلوار لی ( بخوانید جین ) بپوشد ! نسلی که تا دلتان بخواهد کتک خورده ! از دست همه
بچه های این نسل حداقل یک بار رو دیگه بازداشت گاه رفتن خداییش
ما همون نسلی هستیم که پـدران و مـادران ما اول ویـدئو و بعد ماهواره را با ترس و لرز برایمان به ارمغان آوردند و ما کیف کردیم حسابی
ما بچه های دوره ای هستیم که در آن از ابتدایی تا تحصیلات دانشگاهی ، پاسخ همه سوال های درسهای مذهبیش این بود : خــدا خــوب اسـت . او قدرتمند است . باید خـــوب باشیم و کارهای خـــوب انجام بدهیم تا خــدا با ما خـــوب باشد و بــاید خـــوب باشیم و بد نباشیم
بچه های این نسل معمولا دینی بیست می گرفتند
آقا عــجــیــبــیــم ! عــجــیــب
مارا که دیدی بگو : عَــــــجَــــــب ! و تعجب کن ، چون عجـــیـــبــیـــم
احــســــــان ضیــــاالــــدیــنـــــی
بیست و پنجم تیر ماه هشتاد و نه